تبلیغات
!!!...مانده در دیار رویاها - متن قدیم شب
امشب
دستهایم نهایت ندارم
 امشب از شاخه های اساطیری
میوه می چینند
امشب
هردرختی به اندازه ی ترس من برگ دارد
جرات حرف در هرم دیدار حل شد
ای سرآغاز های ملون!
ای شب ارنجاعی!
دستمال من از خوشه خام تدبیر پربود
پشت دیوار یك خواب سنگین
یك پرنه كه از انس ظلمت میامد
دستمال مرا برد
ای شب...
نه چه میگویم
اب شد جسم سرد مخاطب در اشراق گرم دریچه
 سمت انگشت من باصفاشد!!!
عکس فانتری

تاریخ : سه شنبه 21 اردیبهشت 1389 | 13:36 | نویسنده : یغما | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.