تبلیغات
!!!...مانده در دیار رویاها - هوای تازه!!!

شنیده ام که شب تیره _هرچه هست_

آخر ز تنگه های سحرگه گذر کند...

زین روی در ببسته به خود رفته ام فرو

در انتظار صبح.

فریاد گرچه بسته مرا راه برگلو

دارم تلاش تا نکشم از جگر خروش

اسپندوار اگر چه بر آتش نشته ام

بنشسته ام خموش.

وز اشک گرچه حلقه به دو دیده بسته ام

پیچم به خویش که نریزد به دامنم...

.

.

.

........

"احمد شاملو-هوای تازه"

 

پ.ن:سلام

بعد از چندین مدت نبودن و بقول "آرام" ساکت بودن برگشتم !

 تو این مدت هم حرف های زیادی داشتم  برای گفتن اما

_بقول قیصر:

شیرین من برای غزل شور و حال کو؟؟؟_

شور و حالی واسه گفتن نداشتم

همه حرف ها و درد ها و خوشی هایم تو دلم مدفون شدن...

اما حالا اومدم باهاتون دردل کنم ،حرف بزنم ، حرفاتونو بشنوم

مثل همون اولا...

همراهم باشین که من سخت دلتنگم!

 

 



تاریخ : جمعه 19 اردیبهشت 1393 | 12:52 | نویسنده : یغما | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.