تبلیغات
!!!...مانده در دیار رویاها - دوستان شرح پریشانی من گوش کنید....

صبح خواهد شد

و به این کاسه آب

آسمان هجرت خواهد کرد

باید امشب بروم

من که از باز ترین پنجره با مردم این ناحیه صحبت کردم

حرفی از جنس زمان نشنیدم

هیچ چشمی عاشقانه به زمین خیره نبود

کسی از دیدن یک باغچه مجذوب نشد

هیچ کس زاغچه ای را سر یک مزرعه جدی نگرفت....

.

.

باید امشب بروم

باید امشب چمدانی که به اندازه ی پیراهن تنهایی من جا دارد بردارم

و به سمتی بروم که درختان حماسی پیداست

رو به آن وسعت بی وازه که همواره مرا میخواند

"سهراب سپهری"

 

پ.ن: سلام !

تو این روزای کوتاه پاییز که یه روزش حالت بی دلیل خوبه و یه روزش بی دلیل بد

یه روز حال دلت ابریه و یه روز شدیدا افتابی روزگار من هم به همین منوال میگذره...

یک ماهی میشد نبودم ومسلما به اندازه یک ماه حرف دارم !

اوضاع بر وفق مراده و امور به خوبی پیش میره و ایام بکامه د ر کل هیچ ملالی نیست جز سختی آناتومی!

و من هم بشدت باهاش مقابله میکنم و نتیجه این جنگ تن به تن سر جلسه امتحان مشخص میشه!

اگر از حال و روز دلم جویا باشید کمی آرام شده و با غمش کنار آمده و رخت عزا از تن بدر کرده ولی هنوزهم که هنوزه  

در این جنگل سوخته رویایی جوانه نزده !!!!

 

روزهایم در کلاس میگذرد عصرها به مسجد محله میروم شبها حافظ میخوانم وتعریف ازخودنباشدباخط زیبا (شکسته نستعلیق زنجیری)

در سررسید مخصوصی مینویسم  این مورد علاقه ترین کار من است تنها کاری که آرامم میکند و روحم را مینوازد...!

 

سبک موسیقی که گوش میدادم عوض شده سلیقه ام برگشته به همان 3 .4 سال پیش سنتی گو ش میدهم

بنان و اصفهانی ,"یاد استاد" افتخاری را  هم که نگو ...غوغا میکند !!!

 

روزهای پاییزی من  این چنین میگذرد

خوب و خواستنی و دلچسب!

 

                 هرچند بردی آبم روی از درت نتابم   

                                        جور از حبیب خوشتر کز مدعی رعایت!

 

پ.ن :  حکمت 365 نهج البلاغه:اندیشه ,آیینه ای شفاف و عبرت از حوادث ,ییم دهنده ای خیر اندیش است.

تورا در ادب کردن نفس همان بس که از آنچه انجام دادنش را برای دیگران نمیپسندی بپرهیزی!

 

عکس های خفن

میدانم که عکس ربطی به متن ندارد! 

 


برچسب ها: شرح حال،

تاریخ : شنبه 27 مهر 1392 | 16:45 | نویسنده : یغما | نظرات
.: Weblog Themes By VatanSkin :.